شب قدر است و من قدری ندارم چه سازم توشه قبری ندارم.
چون نامه جرم ما به هم پیچیدند ،
بردند به دیوان عمل سنجیدند ،
بیش ازهمگان گناه مابود ولی،
ما را به محبت علی(ع)بخشیدند.

شبی که در آن خطاب میآید:
کجایند جوانمردان شبخیز که در آرزوی دیدار، بیخواب و بیآرام بودهاند و در راه
عشق شربت بلا نوشیدهاند، تا خستگی ایشان را مرهم گذاریم و اندر این شب قدر
ایشان را با قدر و منزلت گردانیم؛
که امشب، شب نوازش بندگان است و وقت توبه گنهکاران.
+ نوشته شده در دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 3:22 توسط محمد مهدی
|
به نام یکتا